زندگی شطرنجی

شطرنج زندگــــی

کی بهارو دوست نداره....؟

.....

چار فصل من بهاره....

نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:17 توسط یگانه|

 

شال و کلاه کن آسمون خیسه
چترتو وا کن گریه بارونه
حال و هوای برگ ریزون چشمامو
پاییزم نمیدونه........
پروانه ها وقتی که میسوختن
تقدیرتو دوختن به تقدیرم
هر وقت دلت میگیره میسوزم
هر وقت دلت میسوزه میمیرم!

خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم
خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم

محبوب من چشمات به من میگن
روز جدایی خیلی نزدیکـــــــه
میری نمیدونی که دور از تو....
دنیام چقدر غمگینو تاریکه....
دنیای من تاریک و غمگینه،
بار جدایی خیلی سنگینه
هر کس که از حالم خبر داره
از شونه هام این بارو برداره...!

خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم
خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم
دوست داشتنت خوبه، خیلی دوست دارم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:4 توسط یگانه|

حس خوبیه وقتی آدم این آهنگ رو گوش میده....!!!

تو بارون مگه میشه عاشق نشد.....؟!تو بارون مگه میشه گریه نکرد...؟!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:16 توسط یگانه|

بیدارمو خواب میبینم
حالم از این بدترم میشه تو تنهایی
با دیوارای این خونه
حرف میزنم همیشه تو تنهایی

همیشه همینه دنیا
هرچی عاشق تر باشی تنهاتر میمونی
باید عادت کنم کم کم
خیلی سخته احساس پشیمونی

دوریت داره میبره منو
هرشب پای وحشت مرگ
تنها داره میمیره دلم
تنها زیر باد و تگرگ

دوریت داره میبره منو
هرشب پای وحشت مرگ
تنها داره میمیره دلم
تنهام زیر باد و تگرگ

 

♫♫♫

شب اومده تو آغوشم
خنده هام عادی نیست غم دارم بغضم درده
تو خیال خامم میگم
یه روزی اون روزا دوباره برمیگرده

یجوری بهت وابستم
گُم میشم هر شب تو عکسای روی دیوار
یه غمی تو قلبم دارم
دنیام خلاصه میشه تو این گیتار

دوریت داره میبره منو
هرشب پای وحشت مرگ
تنها داره میمیره دلم
تنهام زیر باد و تگرگ

دوریت داره میبره منو
هرشب پای وحشت مرگ
تنها داره میمیره دلم
تنهام زیر باد و تگرگ

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:51 توسط یگانه|

صدای پا نبود صدای تق تق شکستن تو بود
غروب خسته بود که من سرم هنوز رو دامن تو بود
صدای پای تو که توی راه راه زبونه میکشید
تمام روحمو برای دیدنت به خونه میکشید..

به مادرم بگین قفس شکسته و پرنده پر زده
به مادرم بگین بهار اومده جوونه سر زده

 

 ♫♫♫

یه درد مطمئن مفاصل منو کلافه کرده

تمام وزنشو به شونه های من اضافه کرده
غروب رفته بود غروب ِ توی مه غروب ِ تو غبار
غروب بیقرار غروب رو سیاه غروب بی پناه..

به مادرم بگین هنوز خنده هاش رو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن
به مادرم بگین هنوز خنده هاش رو سر جهازشن
به مادرم بگین هنوز گریه هاش تو جا نمازشن

ترانه سرا : حسین صفا

خواننده :آقای خاص

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:29 توسط یگانه|

فردا روز مادره....

به افتخار همه ی مادرا یه دست و جیغ و هورای بلند.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:21 توسط یگانه|

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن

ای دل پاره پاره ام دیدن او است چاره ام
او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن

.

.....

مولانا

برای ساجده :)

نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 2:28 توسط یگانه|

.

.

برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
در غمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم
اشک ریزان هوس دامن مادر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

 

شهریار

نوشته شده در جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:49 توسط یگانه|

 

هر سال تو این لحظه ها حالم همینه

انگار که، غرقِ یه حسِ اضطرابم

چند ساعت دیگه درست، یک سال میشه

یک سال میشه که نمیتونم بخوابم

هر سال تو این لحظه ها حالم همینه

انگار سرریزم از احساس رسیدن

حس میکنم بدجور نزدیکی به خونه

وقتی که مردم ، بوی عیدی گوش میدن

 

حوّای خوبم چیدن یک سیب که هیچ

من پشت ردّت تو دل آتیش میرم

حس میکنم آدم به دنیا اومدم تا

این سیبُ از دستای تو عیدی بگیرم

 

تنها زمانِ سال که هم خوبه حالت

هم با خودت درگیر حس دردی ای دل

کاری ندارم عید برمی گردی یا نه

تو هر زمان سال که برگردی عیده

هفت سین امسال ُ کنار آینه چیدم

تا لحظه لحظه جای خالیتُ ببینم

تقویم امسالم تموم شد بسّه برگرد

تنها محاله پای این سفره بشینم

 

حوّای خوبم چیدن یک سیب که هیچ

من پشت ردّت تو دل آتیش میرم

حس میکنم آدم به دنیا اومدم تا

این سیبُ از دستای تو عیدی بگیرم

.

.

......

سال نو مبارکــــــــــــ ـــــــ ـــ

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:55 توسط یگانه|

نفس که میکشم حالم خرابه
چقدر دلتنگی و طاقت بیارم
نه اینکه فکر کنی تو فکر مرگم
توان زندگی کردن ندارم

.

.

......

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:16 توسط یگانه|


آخرين مطالب
» ها!!!
» پـــــــــــــــروانه ها.....
» شهر بارونی...
» تگرگ :'(
» مادر
» مامان ... ;-)
» کو به کو
» ستمگر
» عـــــــــــیدی
» تنهایـــــی
Design By : Pars Skin